اعضای فعال سایت

اعضای آنلاین سایت

There are no users currently online

پنل کامیک کان شرلوک ۲۰۱۶

579546672

در کامیک کان سن دیگو پنل شرلوک با حضور استیون موفات (شورانر)، بندیکت کامبربچ (شرلوک)، سو ورچو (تهیه کننده)، مارک گتیس (مایکرافت) و آماندا ابینگتون (مری واتسون) تشکیل شد. در این پنل راجع به فصل سوم، اپیزود ویژه ی کریسمس، رشد شخصیتی کاراکتر ها و همچنین فصل جدید که در راه است صحبت شد. در ادامه می توانید، گزارش مفصل و کاملی را از این پنل بخوانید.

ابتدا ویدیوئی طنز پخش شد که در آن نشان دادند آماندا ابینگتون از بین لوئیس بریلی (مالی هوپر) و روپرت گریوز (لستراد) چطور برای آمدن به کامیک کان و شرکت در پنل شرلوک انتخاب شد. این ویدیو را می توانید از هووین ببینید:

در این پنل تریلر فصل جدید شرلوک برای اولین بار نشان داده شد که آن را می توانید از اینجا ببینید.
در کامیک کان سن دیگو همچنین مثل همیشه، سه کلمه ای که مرتبط به داستان های سه اپیزود فصل هستند را با مخاطبان درمیان گذاشتند.

13770379_869704703130126_3002954804704037816_n

سپس صحبت درباره ی فصل ۴ شروع شد که مارک گتیس اعلام کرد فیلم برداری ۲ هفته ی دیگر به پایان می رسد.
هاردویک درباره ی این پرسید که چطور سریال رشد کرده است و چطور توانسته اند در تمام این سال ها، شخصیت ها را تازه و روابط را حساس نگه دارند؟
موفات به این سوال پاسخ داد: روحمم خبر نداره. نمی دونم. فکر می کنم یکی از برتری های ما برای محبوب بودن بین این جمعیت اینه که اپیزودای خیلی زیادی نمیسازیم. و چون اغلب این کار رو نمی کنیم، تازه و سر حال موندیم. یه چیزی مثل این.
هاردویک به طولانی بودن اپیزود های دکتر هو اشاره کرد و گفت شما هر سال ۳ فیلم می سازید. و موفات حرفش را تصحیح کرد و گفت هر دو سال. راجع به تفریح کوچولوی ما اغراق نکن. سپس ادامه داد: و در همین طول مدت، باید گفت که گای ریچی فقط ۲ تا فیلم ساخته. اون هیچ غری می شنوه؟ نه! همه ی غرارو ما میشنویم که زیاد هم فیلم می سازیم، تعدادش هم یادم رفته. چند تا ساختیم؟ که گتیس جواب داد به زودی میشه ۱۳ تا. این تقریبا یک فصله.
موفات حرفش را تایید کرد و ادامه داد: یا همونطور که آمریکاییا می گن، نصف یه فصل.
هاردویک گفت بریتانیایی ها ۵ اپیزود میسازن و می گن ما کارمون خوبه. بنظرتون چطوریه که شما سریال رو بسازید و بعد از این همه سال برگردین که اصلا چیز معمولی نیست.
بندیکت به این سوال جواب داد: از دید بازیگری، چیزی که موقع اولین بار خوندن فیلمنامه دریافت می کنی، این امیدواری هست که بیننده ها ببیننش. و این چیز نوظهور اختراع دوباره ی چرخه. و از نقطه نظر کانن دویل چیز کاملیه. ولی هر دفعه این مزید بر علت میشه. مزید بر چیزی که در تلاشیم تا بهش دست پیدا کنیم. می دونید، قبل از اپیزود ها و سری های پیشین. سیر تکاملی ای هست که شخصیت ها دارند و به عنوان یه بازیگر این لذت بخشه و خدای من توی این مجموعه خیلی از این سیر تکاملی داریم. این درباره ی اینه که چه چیزی آشناس و همچنین چه توقعاتی هست. سطحی از خلاقیته و یه جورایی جسارت داره. خیلی جاه طلبه. بخصوص برای تلویزیون در همچین زمانی کاملا فوق العادس.

هاردویک گفت همچنین جریان های پنهان بسیاری در لایه های زیری سریال هست. مثل اعتیاد، خراب شدن روابط و سرو کله زدن با سلامت روانی. این چقد برای شماها مهم بود؟
موفات و گتیس در واکنش به این سوال با تعجب به هم نگاه کردند و گفتند همچین چیزهایی در سریال هست؟ که بندیکت گفت: بله استیون، هست. تو حتی خبر هم نداشتی.
گتیس گفت: من فکر میکردم فقط یه داستان درباره ی یه زوج و آپارتمانشون هست.
موفات ادامه داد: من فکر میکردم داریم جرایم رو حل می کنیم. شما فکر کردین این چه سریالیه؟
شوخی درباره ی اسم سریال که آیا CSI میامی یا اسکوبی دو است ادامه پیدا کرد.
سپس گتیس گفت: ما برای شش سال تلاش بسیاری کردیم و شخصیت ها رو پیشرفت دادیم و از همان اول که اپیزود های ۹۰ دقیقه ای فیلم مانند می ساختیم، متوجه شدیم باید به هر کس مهارت هایی اضافه کنیم و اون ها رو در شرایط مختلفی قرار بدیم. مثل داستان های هفتگی نیست. پس به عنوان نتیجه باید شخصیت ها رو به روز و تازه نگه داشت. مثلا واتسون هر بار که شرلوک استنتاج میکنه حیرت زده نمی شه و به رفتاراش عادت کرده. پس باید کاراکتر رو رشد بدیم. همون طور که کانن دویل انجامش داد، شرلوک هولمز در پایان داستان دیگه اون آدمی نیست که در ابتدا ملاقات کردیم و تغییر کرده . در غیر اون صورت کاراکترا جذابیتشون رو از دست میدن.

موفات گفت: فکر می کنم یکی از چیز های قطعی ای که در این باره هست اینه که وقتی سریالی درباره ی فردی نابغه درست میکنیم نباید طوری باشه که اون نابغه چیز جدیدی یاد نگیره. اونوقت هیچ معنایی نمیده. شرلوک نمیتونه اون مرد عجیب و بد اخلاق قسمت اول باشه. چون در اون صورت نشون میده که چیزی یاد نگرفته و افراد نابغه درس میگیرن.

سو ورچو بحث را ادامه داد: بازیگر ها واقعا عالی هستن و این خیلی جالبه که بهشون موقعیت های جالبی میدیم تا بازی کنن و خودشون رو بیشتر نشون بدن.
موفات که بنظر می آید خیلی وقت است منتظر چنین موقعیتی است تا بحثش را پیش بکشد گفت: تا وقتی که بندیکت همیشه کت رو بپوشه و ما هیچ وقت کت رو عوض نکنیم. من خیلی به اون کت وابستم.
جمعیت حرف او را با تشویق هایشان تایید کردند. که موفات در واکنش گفت: خیلی خوشحالم که این کار رو کردین. چون نتیجه ی یه بحث طولانی رو مشخص می کنه. چون سال هاست که سو داره به من میگه میخوایم کت رو عوض کنیم. و من میگم ما کت رو عوض نمی کنیم.
جمعیت پرشور تر حرف موفات را تشویق کردند. و او رو به سو، تهیه کننده ی سریال که همسرش نیز هست گفت: می بینی عزیزم؟ ازش فیلم بگیر.
بندیکت گفت: این باعث میشه امشب موقع شام دچار مشکل بشه. انقد که ازدواج شما محبوبه الان، زنت رو جلوی جمعیت نقد می کنی. من که باید از سو دفاع کنم. بعضی وقتا اون کت لازمه که درآورده بشه. به دو دلیل. (جمعیت ابراز خوشحالی کردن و بندیکت با شیطنت واکنششان را تایید کرد و گفت آره، اینم یه دلیلشه. سپس ادامه داد) همون که سو درباره ی کت گفت و اینکه بعضی وقتا اون کت واقعا گرمه. بعضی وقتا سر صحنه ی فیلمبرداری هوا گرمه.
سو گفت: راستش ما کت های زیادی نداریم. گتیس هم تایید کرد: آره، کتامون تموم شده. سو ادامه داد: ولی هر سال کت های زیادی رو امتحان می کنیم، چون هر سال قصد می کنیم عوضش کنیم. (موفات گفت: که کار اشتباهیه.) و هیچ وقت تصمیم نمی گیریم.
هاردویک رو به موفات گفت: شما تقریبا هر سال تاردیس رو عوض می کنین. ولی کت شرلوک رو عوض نمی کنین.
موفات جواب داد: اون هنوزم یه جعبه ی پلیسه. چیزی که داخل کته برام مهم نیست. ولی چیزی که بیرونشه مهمه. (سو گفت: هنوزم کته.)

باز هم بحث کراس اور بین شرلوک و دکتر هو مطرح شد و عکس نشان داده می شود که گتیس (هاردویک به اشتباه گفت موفات) با خط خودش درباره ی این موضوع نوشته است: «مگر از روی نعش من رد شید» با چندین علامت تعجب.
موفات گفت: اصلا منصفانه نیست. اصلا منصفانه نیست. من اونی نیستم که جلوش رو گرفته. (گتیس خنده های شیطانی می کنه و سو اعتراف میکنه که او آن فرد است) هر کس دیگه ای روی این میزه که جلوش رو گرفته. درسته؟
هاردویک گفت: نه، ترامپه.
و شوخی با ترامپ و این مسئله که بین شرلوک و دکتر دیوار کشیده است، مدتی ادامه پیدا کرد و بندیکت حرف زدن او را تقلید کرد.

از آماندا ابینگتون پرسیده میشود بیشتز از همه برای چه چیزی در فصل ۴ هیجان دارد؟

آماندا به شوخی گفت: سه تا اپیزود. و ادامه داد: ولی جدی بگم که واقعا خیلی داستان تاریکی داره و تاریک ترین داستانی هست که استیون و مارک نوشتند. وقتی اولین بار فیلمنامه رو خوندم، همه ی ما خیلی تعجب کردیم. شوکه کننده و مثل همیشه خارق العاده بود.
بندیکت و سو اشاره کردند که داستان ها خیلی احساسی هستند و البته پر از شوخی.

هاردویک پرسید: گفتید که سریال پر از شوخیه. ولی در همون حال درام هست و یه تعادلی برقراره. هر قسمت چقدر از شوخی ها و کمدی رو حذف میکنین تا تعادل برقرار بشه؟

موفات: ما هرگز جوک ها رو حذف نمیکنیم! در واقع قضیه اینه که چجوری بهش نگاه کنیم. اگه داستان سر یک موضوع خیلی مهم و صحنه ی احساسی نباشه ما بهش جوک اضافه میکنیم. به خاطر همین شوخی های زیادی در طول سریال هست و قرار هم بوده که باشن. ولی اگه یه موقعیتی پیش بیاد و دیگه خنده دار نباشه میتونیم تظاهر کنیم که جدی بوده.
گتیس در این باره گفت: این مثل زندگی میمونه. فکر میکنم فرقی که بین کمدی و درام میذارن، اشتباهه. زندگی همیشه ترکیبی از هر دوی آن هاست.

بندیکت: کاری که ما امسال داریم انجام میدیم حرکت جسورانه و خیلی احساسی ای است.

از آماندا پرسیده میشود که آیا انتظار داشت شخصیت مری تغییر بکند؟ آیا از اول این را حدس میزد یا خیر؟
-من اصلا حدس نمیزدم که مری یک شخصیت ادم کش داشته باشه و تا اپیزود ۳ این رو نفهمیدم. ولی در اول کار استیون و مارک به من گفته بودن که شخصیت مری یک وجه تاریک و راز بزرگی داره. و وقتی فهمیدم که قراره به قهرمان داستان شلیک کنم، گفتم که مردم از من متنفر می شن. ولی موقعیت خیلی فوق العاده ای برای بازی کردن بود. مری شخصیت گول زننده، مستقل، خطرناک و گستاخی جالبی داره که عاشقشم و به عنوان یک کاراکتر مونث واقعا عالیه. حتی اگه گذشته اش رو از قبل میدونستم حتما نقش رو قبول میکردم.
هاردویک پرسید اگر دنیا برعکس می شد، فایل رو درباره ی گذشته ی همسرتون می خوندید؟
آماندا جواب داد: آره، حتما. هر چیزی که مربوط به گذشته ی هر کسی بشه رو می خوندم. ولی بنظرم خیلی باحال بود که جان هیچ وقت اون رو نخوند.
و گفت اگر از اول می دانست قرار است شخصیت مری به کدام سمت پیش برود، آن را جور دیگری بازی می کرد. ولی زیبایی ندونستن اینه که فکر میکنی اون یه آدم شیرینه و دوست دارم که این موضوع در اپیزود سوم حساس بود.
هاردویک گفت این کاراکتر می توانست تک بعدی باشد و مخاطبین با این قضیه مشکلی نداشته باشند. حتی این حقیقت که کاراکترت باعث شد این حقیقت درباره ی جان نشان داده شود که او به خطر اعتیاد دارد.
آماندا تایید می کند و می گوید: این اشکالات شخصیت هاست که من دوستشون دارم. این باعث میشه کاراکتر ها طوری باشن که هم بتونی کمکشون کنی و هم قضاوتشون کنی. و فکر می کنی این کاریه که قراره انجام بدم. قضاوت کردن شخصیتم.
برای مثال خانم هادسون! کی میتونه باور کنه که با یک فروشنده ی مواد مخدر ازدواج کرده بود. و کاملا قابل تشویقه بخاطر طرز نوشتارش.

از موفات پرسیده شد آیا درباره ی نقش مری واتسون از ابتدا چنین برنامه ریزی ای داشتند؟
جواب داد: کاملا. از عمد دو اپیزود ابتدایی رو روشن و شاد ساختیم. تقریبا یه کمدی شده بود. تا اینکه به اپیزود سوم رسیدیم. و هنوزم خنده دار بود تا اینکه میرسیم به جایی که می فهمید هر چیزی که بهتون گفته شده بود یه دروغ کثیفه که من همیشه از افتادن همچین اتفاقی خوشم میاد. چون این واقعیت زندگیه. همه بهت دروغ میگن…و آدم کشن.
به این موضوع اشاره شد که تمام سر نخ هایی که درباره ی شخصیت اصلی مری لازم بوده است در طول اپیزود های اول و دوم گذاشته شده اند. مثل وقتی که اسم و اتاق همه ی کسانی که در هتل هستند یادش است. و در آن لحظه شرلوک متعجب می شود ولی از آن می گذرد تا به جان کمک کند.

بحث درباره ی در قسمت قبلی که ویژه ی کریسمس بود ادامه پیدا کرد. هاردویک پرسی چطور درباره ی قصر ذهنی و اینکه همه چیز را به همدیگر ربط دهند تصمیم گرفته شد؟
گتیس در جواب گفت: ایده ی اینکه گذشته و آینده رو بهم ربط بدیم و جا به جایی در زمان واقعا هوشمندانه بود. و فکر کردیم هوشمندانه میشه که درست به اول کار برگردیم. ما همین موقعیت رو داشتیم که بتونیم این اپیزود ویژه رو بسازیم. و این تنها زمانی بود که می تونستیم داستانمون رو بگیم. اون پنج دقیقه ی قبل از نشستن هواپیما. و البته باید یه نفره می بود. وگرنه دیوونه می شدیم. ولی خیلی خوش گذشت. چیزی که خیلی عجیب بود این بود که وقتی اولش شروع کردیم به ساختن شرلوک، تقریبا همه ی مطبوعات از ما می پرسیدن که چطور می تونین شرلوک رو بدون لامپ گازی و کلاه لبه دار خوش پوشش بسازین؟ و بعد یه مطبوعات خبری برای اپیزود ویژه داشتیم و چند تاییشون پرسیدن، ولی چطوری قراره شرلوک توی دنیای بدون آیفون باشه؟

بندیکت در این باره گفت: خیلی جالب بود. موقع بازی کردنش خیلی خوش گذشت. خیلی توی لباسای ویکتوریایی خوشحال بودم. نه فقط کت که البته باید بگم دیگه زیاده روی بود. بلکه موهام. خیلی ساده تر بود که اونارو عقب بزنم.
و درباره ی سختی مدل موهایش در شرلوک مدرن صحبت کرد و اینکه چقدر درست کردنشان زمان می برد.

سپس درباره ی تفاوت شرلوک هولمز قرن ۲۱ با نسخه ویکتوریایی اش توضیح داد:
باید تفاوت هایی باشه . شخصیت ویکتوریایی عصا قورت داده بود و کمی هم بد اخلاق و تغییراتی بود که با توجه به سیاست های اون دوران باید انجام میشد. و بازی کردنش برام لذت بخش بود.
گتیس: درباره ی صحنه ی آخر که بر میگرده به دوران ویکتوریایی و شرلوک ایده هایش رو درباره ی آینده با جان در میون میذاره باید بگم که یک احتمال کمی هست که کل داستان شرلوک مدرنی که ما تعریف کردیم، درواقع تصور شرلوک ویکتوریایی باشه و همه در سر اون اتفاق بیافته. (که سو به او گفت اون قضیه رو شروع نکن.)
هاردویک هم پیشنهاد داد: پس با توجه به اینکه با زمان بازی کردید، کراس اور با دکتر هو حساب میشه.
و گتیس گفت: این نزدیک ترین چیز به کراس اوره که گیرتون میاد.

هاردویک: رابطه ی شرلوک و مایکرافت در قسمت قبل با همیشه تفاوت داشت. داستان اون همه پودینگ چی بود؟
گتیس: در واقع در داستان اصلی مایکرافت خیلی چاق هست و از اونجایی که داستان در دوران ویکتوریایی بود گفتیم که بهتره نسخه ی اصلی رو اجرا کنیم. درواقع این چیزیه که سال ها بهش فکر کردیم. و بعد این فکر اومد که واقعا روش شرط بندی کنن که تا کی قراره زندگی کنه.
هاردویک گفت: این همون چیزیه که برام سواله. چرا؟
گتیس توضیح داد: چون همه ی اینا توی ذهن شرلوک اتفاق میوفتن و اون میخواد کمی خوش بگذرونه. باید تصور کنیم که همه ی این اتفاقا به سرعت نور توی سرش داره اتفاق میوفته ولی در این راه، کمی هم خوش میگذرونه.
موفات به شوخی هاردویک را بخاطر سوال هایش در این مورد سرزنش کرد: و اون قرار بود جوک باشه، کریس. و تو داری مارو مجبور میکنی که جلوی مردم جوک رو توضیح بدیم. داری مارو تحقیر میکنی.
هاردویک دلیل سوالش را توضیح داد: می خواستم یه چیزی رو بفهمم که با توضیحات شما فهمیدم که رابطه ی اونا بقدری مسمومه که مایکرافت طالب مرگه فقط بخاطر اینکه شرط بندی رو از برادرش ببره. پس فصل ۴ از مایکرافت باید چه انتظاری داشته باشیم؟
گتیس جواب داد: پودینگ کمتر.

در قسمت آخر فصل سه مایکرافت نسبت به شرلوک علاقه ی زیادی نشون میده و مشخص میشه که واقعا شرلوک رو دوست داره. نظرتون چیه؟
گتیس و بندیکت تایید می کنند که آن دو واقعا به هم علاقه دارند و گتیس می گوید او به شرلوک اهمیت می دهد ولی نمی داند چطور آن را نشان دهد.
موفات توضیح داد: مایکرافت در قسمت اول سریال رفتار غریب و سردی داره ولی نگران بردارشه. برای همین واتسون رو برای جاسوسی شرلوک نیاز داشت. این اداب و رسوم خانوادگی نیست ولی مایکرافت هم فردی نیست که به رسوم علاقه ای داشته باشه و همیشه نگران برادرشه.

درباره ی عکسی که از شرلوک و سگ منتشر شده بود حرف زدند
بندیکت به شوخی گفت: عکس گرفتن تنها کاری بود که می شد اون روز با سگه انجام داد. اصلا از جاش تکون نمی خورد.

photo_2016-07-26_12-18-06

درباره ی اینکه مری در فصل ۴ فرزندش رو به دنیا میاورد صحبت می شود. و اینکه آیا این روی تحرکش تاثیر می گذارد؟
آماندا جواب داد: البته. بچه خیلی جلوی دست و پا رو میگیره و من رو هم به شخصه خیلی در آخر کار خسته کرد.

موفات گفت: می خواید بدونین چقد کم درباره ی فصل ۴ فهمیدین؟ ما فقط از کار کردن با بچه ها و حیوونا حرف زدیم.

قسمت اول پنل که صحبت های بازیگران درباره ی سریال بود در همین جا به پایان رسید.

photo_2016-07-25_22-10-33

Similar posts

هنوز نظری به ثبت نرسیده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو

اشتراک در خبرنامه

همیشه از طریق ایمیل از آخرین اخبار دکترهویی و مطالب هووین مطلع شوید.

به 3 مشترک دیگر بپیوندید

رفتن به نوارابزار