اعضای فعال سایت

اعضای آنلاین سایت

There are no users currently online

بردگان نقره ای منطق-سایبرمن ها، از آغاز تا امروز

یکی از شرایط اولیه ی سیدنی نیومن در هنگام شروع ساخت دکترهو آن بود که در آن خبری از هیچ روباتی نباشد.وقتی برای نخستین بار دالک ها وارد داستان شدند، نیومن اعتراض کرد و با این پاسخ تری نیشن(خالق دالک ها) روبرو شد که دالک ها به واقع روبات نیستند، بلکه موجوداتی زنده و گوشتی اسیر این استوانه های حلبی هستند.نیشن معتقد بود ثال ها(نژاد واپسین دالک ها) درون پوشش خارجیشان و توسط دستکاری های ژنتیکی از بین تمام احساسات، به یک احساس تقلیل یافته اند:نفرت!

در اواخر دوران دکتر اول و در اپیزود “سیاره ی دهم” بود که گری دیویس، یکی از نویسندگان سریال، با بازگشت به توضیحات نیشن درباره ی دالک ها، یک سوال تاریخی از خود پرسید: اگر به جای تبدیل احساسات به نفرت، تمام احساسات یک گونه را پاک کنیم چه؟و اگر آن گونه را شبیه انسان ها بسازیم تا حس همذات پنداری در عین وحشت در بینندگان بیدار شود چه؟و این سوال بود که باعث خلق سایبرمن ها شد، دومین هیولای ماندگار سریال که شاید پس از دالک ها، مهم ترین آن ها به حساب بیایند.

Doctor_Who__A_brief_history_of_the_Cybermen

سایبرمن ها را از ماندگار ترین و قدیمی ترین هیولاهای دکترهو بر شمرده اند.شاید هیولاهای روباتیک انسان شکل زیادی در تاریخ فرانچایز های مختلف سای فای به چشم بخورند، ولی کمتر روباتی توانسته به جایگاه سایبرمن ها برسد، و دلیلش اتفاقا همین موضوع بوده که سایبرمن ها روبات نیستند، بلکه انسانند.انسان هایی که زیر این پوشش سرد و نقره ای فولادین هیچ انعطافی نمی پذیرند و فقط با منطق به پیش رانده می شوند.

هدف سایبرمن ها از گردش در کیهان، ارتقا دادن و به روز رسانی انسان ها و حتی موجودات زنده ی دیگر است(به قول خودشان آپگرید کردن آن ها).سایبرمن ها احساسی ندارند و این ویژگی را نه یک نقطه ی ضعف، بلکه نقطه ی قوتی بزرگی به حساب می آورند و هدفشان دقیقا اهدای این نقطه ی قوت به تمام مخلوقات است.شاید از زاویه  دید خودشان، آن ها طرف مثبت داستانند.انسان ها به این دلیل وارد برنامه ی به روز رسانی نمی شوند:ترس.ترس یکی از احساسات است و احساسات از نظر سایبرمن ها مخربند و بنابراین باید چون سلولی سرطانی نابود شوند، حتی اگر بیمار خود این موضوع را نفهمد، این کار به نفع اوست.

ترسناک ترین ویژگی سایبرمن ها، به روز رسانی خودشان است.آن ها را با برق بکشید، خودشان را به روز رسانی می کنند تا ایمن شوند.حرارت را امتحان کنید، شاید بار اول جواب بدهد، ولی دفعات بعدی خواهید دید که هیچ اثری روی آن ها ندارد.در واقع تنها چیزی که همیشه و در طی تاریخ روی سایبرمن ها اثر داشته و آن ها را تضعیف کرد فقط طلا بوده و بس، و دلیلش آن است که آسیب پذیری آن ها به طلا مربوط به هسته ی اولیه ی برنامه نویسیشان در مانداس است و آن ها نمی توانند این ضعف را آپگرید کنند.

ولی هیولاهای نقره ای از کجا آمدند؟

یکی بود، یکی نبود…..

میلیون ها سال پیش،زمین سیاره ی دوقلویی داشت به اسم “مانداس” و این سیاره در فاصله ی ایمنی از زمین و به همراه آن دور خورشید می چرخید.در حالی که به دلیل تاثیرات جاذبه ی مانداس،زمین ملغمه ای بود از آتشفشان و لاوا و گدازه و اثری از حیات در آن نبود، در مانداس مسیر تکاملی که قرار بود در زمین پیموده شود، مدت ها پیش طی شده بود و به تمدنی شکوفا و انسانی رسیده بود که مثل زمین خود ما در این روز ها، زندگی در آن جریان داشت.ولی روزی به دلیلی نا مشخص مانداس از مدارش خارج شد و وارد فضای میان ستاره ای شد.با اینکه برداشته شدن جاذبه ی مانداس از زمین، به نفع سیاره ی ما تمام شد و به شکوفایی حیاتی که امروزه می بینیم انجامید،ولی وضع برای مانداس طور دیگری رقم خورد.بدون خورشید، بدون تاثیرات کشندی قمر ها و سیارات پیشین و بدون وضع تعادلی قبلی، وضعیت مانداس وخیم شد و انسان های ساکن آن-یا لااقل کسانی که از خروج از مدار عظیم جان سالم به در برده بودند- خود را در خطر انقراض می دیدند.بنابراین آن ها شروع به جایگزین کردن اعضای بدن خود با اعضای روباتیک و فلزی کردند تا بدنشان در برابر شرایط سخت محیطی جدید دوام بیاورد، و این کار را تا جایی ادامه دادند که دیگر مرز بین انسان بودن و روبات بودن از بین رفت.در پایان، فقط یک عنصر انسانی از گذشته ی آنان باقی مانده بود: احساسات.مانداسی ها با نصب تراشه ای درون سینه که مستقیم به مغز وصل می شد،ترشح هورمون های احساسی را در بدن خود قطع کردند و احساسات خود را نیز از بین بردند، و به این ترتیب گونه ی کاملا جدیدی ایجاد شد، گونه ای که دیگر انسان نبود و با نام جدید سایبرمن، تمام کهکشان ها را لرزاند و در هم کوبید.سایبرمن ها در طی میلیون ها سال آینده در تمام کیهان پخش می شوند و در سیارات بسیار دیگری-از زمین تا تلوس و از سیاره ی ۱۴ تا کارهالا- پراکنده می شوند و مانند ویروسی کامپیوتری خود را پخش می کنند.

خط زمانی مختصر سایبرمن ها

گذشته ای خیلی خیلی دور

مانداس، سیاره ی دوقلوی زمین، از منظومه ی شمسی جدا می شود و مانداسی ها برای نجات یافتن خود را تبدیل به سایبرمن می کنند.

قرن نوزدهم

۱۸۵۱

گروهی از سایبرمن ها که در سال ۲۰۰۶ درون فضای پوچ(void) اسیر شده بودند، موفق می شوند در سال ۱۸۵۱ بیرون بیایند و زنی از مردم انگلستان را به عنوان سایبر-کنترلرانتخاب می کنند.

قرن بیستم

۱۹۶۷

ارتشی از سایبرمن ها از سیاره ی ۱۴ به زمین حمله می کنند و توسط دکتر و یونیت متوقف می شوند.

۱۹۸۶

مانداسی های سابق و سایبرمن های کنونی تصمیم می گیرند با کمک دانش سفر های ستاره ای و با انرژی سیاهچاله ها تمام مانداس را به منظومه ی شمسی بازگردانند و ساکنین دوقلوی سابق خود را به روز رسانی کنند.ولی مانداس به دلیل جذب انرژی زیاد از زمین نابود می شود.

۱۹۸۸

گروهی از سایبرمن ها(احتمالا از آینده یا از سیاره ی ۱۴) به زمین باز می گردند تا سلاحی را که راسالون ساخته، بدزدند و در جنگ هایشان از آن استفاده کنند.

قرن بیست و یکم

۲۰۰۶

ارتشی از سایبرمن ها در زمین و در یک جهان موازی ساخته می شوند.این ارتش موفق می شوند از بین جهان ها عبور کنند و به جهان ما بیایند.در این زمان جنگی بین آن ها و دالک ها در می گیرد.در نهایت دکتر هم دالک ها و هم سایبرمن ها را به فضای پوچ(ووید) که فضای خالی و نیستی بین جهان هاست می فرستد.

۲۰۱۴

مستر(میسی) ارتشی از سایبرمن ها از بدن های جمع آوری شده از مرده های زمینیان و ذهن های آپلود شده ی آنان در یک ماتریس گلفری می سازد.ارتش توسط دنی پینک نابود می شود.

۲۰۷۰

گروهی از سایبرمن ها تلاش می کنند کنترل یک پایگاه کنترل و دستکاری آب و هوا در ماه را به دست بگیرند.

گروهی از سایبرمن ها تلاش می کنند به پایگاه فضایی “دبلیو-۳” حمله کنند و از آن به عنوان پایگاهی برای حمله به زمین استفاده کنند.

قرن بیست و پنجم

دکتر به گروهی از باستان شناسان برخورد می کنند که در تلاشند معبد سایبرمن ها در سیاره ی تلوس را بازگشایی کنند.در این معبد، باقی مانده ی سایبرمن ها از جنگ های پیشین و کنترل کننده ی آن ها منجمد شده اند.باستان شناسان، سایبرمن ها را بیدار می کنند.

اینطور تصور می شود که سایبرمن ها پس از آخرین جنگ سایبری بزرگ نابود شده اند.ولی گروهی از آنان باقی مانده اند، گروهی که در نهایت به منظومه ی شمسی باز می گردند تا سیاره ی  ووگا-که مملو از طلا، نقطه ضعف بزرگ سایبرمن هاست- را نابود کنند.

قرن بیست و ششم

۲۵۲۶

ارتش جدیدی از سایبرمن ها با منشایی نا مشخص در تلاشند که یک کنفرانس صلح بسیار مهم در زمین را بمباران کنند.

سایبرمن های تلوس در میابند که مانداس به دلیل جذب انرژی از زمین در سال ۱۹۸۵ نابود شده.بنابراین راهی پیدا می کنند تا به گذشته و این سال سفر کنند و با نابود کردن زمین، از نابودی مانداس جلوگیری کنند.

قرن پنجاه و یکم

لژیون دوازدهم سایبرمن ها تمام کهکشان را زیر نگاه و نظارت خود دارند.دکتر به این لژیون حمله می کند و روری ویلیامز آن ها را وادار می کند جای پایگاه “دیمنز ران” را به دکتر و او بدهند.

آینده ی بسیار دور

ربع میلیون قرن گذشته و جنگ های زیادی رخ داده تا بالاخره سایبرمن ها از عرصه ی گیتی محو شوند.ولی تعداد بسیار زیادی از سایبرمن ها هنوز روی سیاره ی تفریحی “شهر بازی هجویک” باقی مانده اند.در نهایت با انفجار این سیاره، آن ها نیز نابود می شوند.

در واقعیت های موازی

سال ۱۰۲ پس از میلاد

گروهی از سایبرمن ها به اتحاد پاندوریکا می پیوندند و به بسیاری از موجودات دیگر در دستگیری و زندانی کردن دکتر کمک می کنند.

۴ سیاره که شیاطین نقره ای از آنجا آمدند…

۱ : مانداس

mondas

سیاره ی مادری و اصلی سایبرمن ها که ذکرش پیش از این رفت.

مانداس سیاره ای است شدیدا شبیه زمین امروزی.نمای بیرونی آن آبی رنگ است و ۴ قاره ی اصلی دارد.

مانداس وطن از دست رفته ی سایبرمن هاست.مانداس در سال ۱۹۸۵ با جذب انرژی غیر طبیعی و زیادی از زمین کاملا از بین رفت.اگر مردان نقره ای فقط یک احساس داشته باشند، آن احساس، دلتنگی و سوگ برای سیاره شان است.تا جایی که یک بار تلاش می کنند به قیمت نابودی زمین و به طور پتانسیل تعداد زیادی انسان که می توانند آپگرید شوند، جلوی نابودی آن را بگیرند.

۲ : تلوس

telos

تلوس به نحوی خانه ی دوم سایبرمن ها محسوب می شود.پس از آنکه مانداس نابود شد، سایبرمن های نجات یافته نیاز به یک وطن جدید داشتند، بنابراین به تلوس رفتند تا در آنجا مخفی شوند و منتظر موقعیت مناسب بمانند.

تلوس در اصل وطن موجوداتی هوشمند به اسم “کریون” ها است.کریون ها نمی توانند در دمایی بالاتر از ۰ درجه ی سلسیوس زنده بمانند، بنابراین آن ها در شهر های یخجالی زیرزمینی عظیم زندگی می کنند، و از همین جهت تلوس مخفیگاه بسیار مناسبی برای سایبرمن ها محسوب می شود.آن ها زیر یک معبد در این سیاره پناه گرفتند و همانجا منجمد شدند.معبدی که بعدا معروف شد به “معبد سایبرمن ها”

۳ : سیاره ی ۱۴

چیز زیادی از سیاره ی ۱۴ نمی دانیم، چرا که اپیزود حضور آن در سریال جزء اپیزود های مفقود شده است.تنها چیزی که محرز است، آن است که سیاره ی ۱۴ قبل از نابودی مانداس توسط سایبرمن ها تصاحب شده بود.در سری کلاسیک بارها به سیاره ی ۱۴ اشاره می شود!”

۴ : زمین موازی(مشهور به “زمین ۲” یا “زمین رز”)

earth-cybus

زمین موازی از نظر تکنولوژی از زمین ما پیشرفته تر بود، بنابراین تعجبی نداشت که توانست به دانش تولید سایبری که مانداسی ها مدت ها قبل در جهان ما به آن رسیده بودند، برسد.

پروفسور لومیک در یک جهان موازی در زمین برای فرار از مرگ و قالب ریزی دوباره ی خود در یک جسم سایبری، سایبرمن ها را می سازد.ولی ارتش سایبرمن ها از کنترل خارج می شوند و به تمام سیاره هجوم می برند.

خلاصه ی اپیزود های حضور سایبرمن ها در سریال

سیاره ی دهم

۴ اپیزود ۲۵ دقیقه ای-اکتبر ۱۹۶۶

the-tenth-planet

تاردیس در دسامبر سال ۱۹۸۶ در یک پایگاه تحقیقاتی در قطب جنوب فرود می آید.خدمه ی این پایگاه در فرود آوردن یک کپسول فضایی به مشکل برخورده اند.دکتر(اول) متوجه می شود مشکل از تداخل جاذبه ی یک جسم فضایی دیگر است که در حال نزدیک شدن به زمین است.خیلی زود، گروهی از سایبرمن ها روی پایگاه فرود می آیند.آن ها به دکتر و خدمه توضیح می دهند سیاره ی مانداس به منظومه ی شمسی بازگشته و در حال جذب انرژی از زمین است و همچنین می گویند که سایبرمن ها قصد دارند اهالی زمین را به مانداس ببرند و در آنجا آن ها را عضوی از نژاد خود کنند.ولی پس از مدتی، مانداس به دلیل جذب انرژی بیش از حد از زمین منفجر می شود و سایبرمن ها نیز که به انرژی مانداس وابسته بودند، از کار می افتند.

پایگاه ماه

۴ اپیزود ۲۵ دقیقه ای(فوریه ی ۱۹۶۷)

the-moonbase

دکتر(دوم)،جیمی،پالی و بن روی ماه در سال ۲۰۷۰ فرود می آیند.در آنجا،یک پایگاه تحقیقاتی کنترل آب و هوا را می یابند.در این پایگاه،خدمه توسط نوعی ویروس مجهول مورد حمله قرار می گیرند که منجر به تغییر رفتار آن ها به طرزی غیر عادی می شود و به تعبیر یکی از خدمه آن ها را دیوانه می کند.پزشک پایگاه اولین کسی بود که به ویروس مبتلا شده، بنابراین فقط دکتر است که می تواند از راز ویروس سر در بیاورد.

خیلی زود، دکتر متوجه می شود ویروس توسط سایبرمن ها ایجاد شده تا با کمک آن انسان ها را کنترل کنند.بعد از فاش سازی راز، سایبرمن ها از پشت پرده بیرون می آیند و به پایگاه حمله می کنند.دکتر در آزمایشگاه پایگاه محلول مرکبی می سازد که به سایبرمن ها آسیب می زند و با شلیک محلول به سمت موج اول سایبرمن ها، آن ها را نابود می کند.سپس فرصت کافی می یابد تا با کمک دستگاه کنترل جاذبه ی پایگاه،بقیه ی سایبرمن ها را به فضا پرتاب کند.

معبد سایبرمن ها

سپتامبر ۱۹۶۷-۴ اپیزود ۲۵ دقیقه ای

the-tomb-of-the-cybermen

دکتر، جیمی و ویکتوریا روی سیاره ی تلوس فرود می آیند.یک گروه مستقل باستان شناسی به رهبری پروفسور پاری در تلاش است که معبد گمشده ی سایبرمن ها در سیاره ی تلوس را بازگشایی کند.دکتر تصمیم می گیرد که باید روی سیاره بماند تا کمک کند، و از آن مهم تر اطمینان حاصل کند که سایبرمن ها بیدار نشوند.

مشخص می شود بنیان گذاران پروژه ی باستان شناسی در واقع تصمیم داشته اند سایبرمن ها را بیدار کنند و از قدرت آن ها استفاده کنند تا سیارات دیگر را فتح کنند.وقتی سایبر-کنترلر بیدار می شود، به گروه می گوید که معبد سایبرمن ها در واقع یک تله بوده!تله ای که انسان هایی که به قدر کافی هوشمند بوده اند که به معبد برسند و آن را بازگشایی کنند را شناسایی کند، و بعد سایبرمن ها آن انسان ها را تبدیل به سایبرمن کنند و از هوششان استفاده کنند.سایبرمن ها که درون یخ گیر افتاده اند، سایبر-مت ها(موش های روباتیک و سایبری.این ها،موش های واقعی هستند که درون پوشش فولادی قرار گرفته اند و توسط سایبر-کنترلر ها، کنترل می شود) را به سطح می فرستند تا دکتر و همراهانش را نابود کنند.ولی شکست می خورند.در پایان دکتر دوباره معبد را مهر و موم می کند.سایبر-کنترلر در تلاش برای فرار و به واسطه ی الکتریسیته ی در معبد کشته می شود.

معبد سایبرمن ها تا امروز، محبوب ترین اپیزود سایبرمن دار تاریخ دکترهوست و تبدیل به یکی از آثار سای فای کلاسیک بارز جهان شده.فضاسازی خاص این اپیزود در همان زمان پخش موجب تحسین بسیاری از منتقدین و بینندگان شد.

چرخی درون فضا

۶ اپیزود ۲۵ دقیقه ای(آوریل ۱۹۶۸)

 

the-wheel-in-space

 

دکتر(دوم) و جیمی روی سفینه ای فرود می آیند که به نظر می رسد توسط یک ربات فرمان یار از هم پاشیده شده.در نبرد با روبات، دکتر مجروح می شود، ولی زور جیمی به روبات می رسد و آن را نابود می کند.سپس یک سیگنال کمک می فرستد.

سیگنال توسط یک لژیون سایبرمن دریافت می شود.دو کشتی باری سایبرمن ها خود را به کشتی اصلی متصل می کنند و سپس سایبر-مت ها را می فرستند تا راه را برای ورود آن ها پاک سازی کنند.

دکتر متوجه می شود این سفینه متعلق به سایبرمن هاست و ناوگان بزرگی از سایبرمن ها در همین نزدیکی وجود دارند و قرار بوده از کشتی به عنوان برج دیدبانی در حمله به زمین استفاده شود.دکتر و جیمی با نابودی کشتی،نقشه ی سایبرمن ها را نقش بر آب می کنند.

تهاجم

۸ اپیزود ۲۵ دقیقه ای(نوامبر ۱۹۶۸)

the-invasion

تاردیس در انگلستان ۱۹۷۰ ظاهر می شود.دکتر دوم و تیم تاردیس او با ایزابل ملاقات می کنند که پدربزرگش، پروفسور واتکینز، اخیرا ناپدید شده.دکتر پیشنهاد می دهد که در پیدا کردن او به ایزابل کمک کند.

پروفسور واتکینز برای موسسه ی “اینترنشنال الکترونیکز” کار می کند.دکتر مشکوک می شود که مدیر این موسسه، توبیاس وان، پشت ناپدید شدن پروفسور باشد.در حین تحقیقات درون موسسه است که دکتر و دوستانش توسط یک گروه شبه نظامی ربوده می شوند و به جایی برده می شوند که مشخص می شوند یک پایگاه زیرزمینی یونیت(U.N.I.T) است.در آنجا دکتر یک دوست قدیمی، برگیدیر لثبریج استوارت را ملاقات می کند.با تحقیقات دکتر و یونیت، مشخص می شود که توبیاس وان، با سایبرمن ها همکاری می کرده تا آن ها به زمین حمله کنند و آن را تصاحب کنند.همچنین وان نقشه داشته در موقعیت مناسب به سایبرمن ها نارو بزند و با کمک دستگاهی که توسط پروفسور واتکینز ساخته شده آن ها را نابود کند.دستگاه موجب برانگیزش های احساسی ناگهانی می شود که برای سایبرمن ها که مدت هاست احساسی نداشته اند زجر آور و مخرب است.در همین حین حمله ی سایبرمن ها شروع می شود.سایبرمن ها یک سیگنال هیپنوتیزم کننده ارسال می کنند که باعث می شود اکثر جمعیت زمین بی حرکت سر جای خود بایستند.به این ترتیب آن ها می توانند به راحتی و بدون مقاومت، جمعیت زمین را جهت برنامه ی به روز رسانی و آپگرید کردن به سفینه های خود ببرند.دکتر موفق می شود خودش و دوستانش را از سیگنال محافظت کند.بالاخره توبیاس وان سر عقل می آید و دکتر به کمک یونیت و وان و دستگاه پروفسور واتکینز، سایبرمن ها را شکست می دهد.

انتقام سایبرمن ها

۴ اپیزود ۲۴ دقیقه ای-آوریل ۱۹۷۵

 

revenge-of-the-cybermen

 

دکتر(چهارم)،سارا و هری به سفینه ی نروا و در نقطه ای متفاوت از زمان نسبت به ملاقات های قبلیشان باز می گردند.در این ملاقات، آن ها متوجه می شوند اکثر خدمه ی نروا توسط نوعی طاعون کشته شده اند.

نروا حالا تغییر کاربری داده و به عنوان نوعی برج دیدبانی فضایی رفتار می کند و به سازمان کنترل فضایی هشدار می دهد جسم آسمانی جدیدی-تقریبا به بزرگی یک سیاره ی کوچک- به مدار مشتری افزوده شده است.مشخص می شود این سیاره ووگا است، یک سیاره که حجم قابل توجه و بسیار زیادی از طلا در آن وجود دارد.

دکتر بلافاصله نام ووگا را می شناسد و در میابد سایبرمن ها باید با پخش طاعون رابطه ای داشته باشند.

مشخص می شود دانشمندی به اسم کلمن مخفیانه در حال کار کردن با سایبرمن هاست.نقشه این بوده که از باقیمانده ی انسان های نروا استفاده شود تا بمب هایی به قلب ووگا حمل شود و آن را نابود کند.دکتر توضیح می دهد دلیل اینکه سایبرمن ها قصد دارند ووگا را نابود کنند، ترس آن ها از طلاست.سایبرمن ها با وجود اینکه پر از ابزار های رباتیک شده اند، هنوز زیر این پوشش نقره ای انسانند و نیاز به نفس کشیدن دارند، و طلا به عنوان یک فلز زنگ نزدنی به ابزار های تنفسی آن ها آسیب می زند.دکتر توضیح می دهد این ضعف، تنها ضعفی است که سایبرمن ها هرگز نتوانسته اند با آپگرید کردن آن را مرتفع سازند.

مشخص می شود کلمن به عنوان یک مامور دوجانبه کار می کرده و نقشه ای اصلی اش آن بوده که سایبرمن ها را روی نروا بکشاند و موشک هایی از ووگا به نروا شلیک شوند و همه ی سایبرمن ها را نابود کنند.ولی نقشه ای او شکست می خورد.دکتر-با وجود اینکه همه به او می گویند غیر ممکن است- موفق می شود موشک ها را روی سفینه ی اصلی سایبرمن ها تنظیم کند و آن ها را نابود کند.

لرزش زمین

۴ اپیزود ۲۵ دقیقه ای(مارس ۱۹۸۲)

earthshock

یک تیم نظامی در زمین در قرن ۲۶ در حال تحقیق پیرامون ناپدید شدن یک گروه انسان شناس هستند.دکتر(پنجم) و دوستانش به این گروه کمک می کنند و در می یابند در واقع دو اندروید که توسط سایبرمن ها کنترل می شوند انسان شناس ها را کشته اند.دکتر بمبی که اندروید ها از آن محافظت می کرده اند را خنثی می کند.مشخص می شود سایبرمن ها قصد داشته اند یک کنفرانس صلح بسیار مهم در زمین را با بمب نابود کنند.

دکتر رد بمب را تا یک سفینه ی باری بزرگ در فضا می گیرد که در آن ارتشی از سایبرمن ها مخفی شده اند.نقشه ی دوم سایبرمن ها این است که اگر بمب کار نکرد، سفینه را به ساختمان کنفرانس صلح بکوبند.ولی در حینی که در حال تلاش برای انجام این اقدامند، دکتر کاری می کند که سفینه ی آن ها به ۶۵ میلیون سال پیش سفر کند و برخوردش به زمین تنها موجب یک نقطه ی ثابت در تاریخ شود: انقراض دایناسور ها!

۵ دکتر

یک اپیزود ۹۰ دقیقه ای(نوامبر ۱۹۸۳-سالگرد ۲۰ سالگی دکترهو)

the-five-doctors

۵ چهره ی نخست دکتر و همراهانش به دلایلی(برای اطلاعات کامل این مقاله را بخوانید) باید در منطقه ی مرگ، بازی های راسالون را از سر بگذرانند.یکی از مراحل بازی ها،رویارویی با سایبرمن هاست.

حمله ی سایبرمن ها

۲ اپیزود ۴۵ دقیقه ای(ژانویه ی ۱۹۸۵)

 

 

 

attack-of-the-cybermen

دکتر(ششم) و پری به لندن ۱۹۸۵ می روند تا به سیگنال اضطراری که لیتون، یک تبهکار بیگانه ی شناخته شده در کیهان فرستاده، پاسخ دهند.

سایبرمن ها دکتر،پری و لیتون را دستگیر می کنند و آن ها را با تاردیس آینده و تلوس می برند.در آنجا دکتر در میابد که سایبرمن ها به یک ماشین زمان بزرگ دست یافته اند که قصد دارند با کمک آن به گذشته بروند و با نابودی زمین، تاریخ را عوض کنند و جلوی نابودی مانداس را بگیرند.

مشخص می شود لیتون در واقع یک مامور استخدام شده توسط کریون ها، ساکنین بومی تلوس است.دکتر راهی پیدا می کند تا با کمک کریون ها جلوی سایبرمن ها را بگیرد و معبد سایبرمن ها را برای همیشه نابود کند.

کینه ی نقره ای

۳ اپیزود ۲۵ دقیقه ای(نوامبر ۱۹۸۸-سالگرد ۲۵ سالگی دکترهو)

silver-nemesis

دکتر(هفتم) و ایس به انگلستان ۱۹۸۸ می روند و در میابند سه گروه رقیب، سایبرمن ها، گروهی از نازی ها که در زمان سفر کرده اند و یک جادوگر اهل قرن ۱۷ به نام بانو پینفورت به دنبال مجسمه ای هستند که راسالون مدت ها پیش آن را به عنوان سیستم دفاعی گلفری ساخته بود،ولی در واقع یک سلاح تهاجمی مخرب است و حالا به طرز عجیبی سر از زمین در آورده است.

برای آنکه مجسمه کار کند، نیاز به یک تیر،یک کمان و خود مجسمه است.مشخص می شود دکتر برای جدا ماندن این سه از هم، سال ها قبل و در سال ۱۶۳۸ مجسمه را در فضا گذاشته بود.دکتر می دانست که مجسمه در سال ۱۹۸۸ به زمین برخورد خواهد کرد، بنابراین یک تله برای سایبرمن ها کار گذاشته بود.دکتر اجازه داد سایبرمن ها مجسمه را به دست بیاورند و فکر کنند کنترل در دست خودشان است.ولی سایبرمن ها که از تیر و کمان اطلاعی نداشتند، به محض فعال سازی مجسمه، موجب نابودی خود می شوند و تمام ناوگانشان توسط مجسمه از هم می پاشد.

خیزش سایبرمن ها-عصر فولاد

دو اپیزود ۴۵ دقیقه ای(می ۲۰۰۶)

rise-of-the-cybermen

دکتر دهم، رز و میکی در یک جهان موازی که به نظر می رسد از زمین پیشرفته تر باشد گیر افتاده اند.

مشخص می شود فرد قدرتمندی به اسم جان لومیک برای فرار از مرگ و ارتقای بدن فانیش، نژادی به اسم سایبرمن ها را ساخته است.دکتر متوجه می شود در این جهان موازی به جای سناریوی مانداس در جهان ما، سایبرمن ها از این طریق ایجاد شده اند و مصمم می شود با جلوگیری از قدرت گیری آن ها، کاری کند مصیبت هایی که توسط سایبرمن ها در جهان ما پیش آمد، در اینجا پیش نیاید.

در نهایت، دکتر با کمک میکی سیگنال مرکزی کنترل احساسات سایبرمن ها را از کار می اندازد و آن ها را نابود می کند.ولی بعضی از آن ها باقی می مانند.میکی تصمیم می گیرد هم برای مواظبت از نسخه ی موازی مادربزرگش(نسخه ی اصلی در جهان ما مرده) و هم برای نابودی سایبرمن های باقی مانده، در این جهان بماند.

ارتش ارواح-روز رستاخیز

۲ اپیزود ۴۵ دقیقه ای(جولای ۲۰۰۶)

army-of-ghosts

دکتر(دهم) و رز به لندن زمان حاضر باز می گردند و متوجه می شوند هیبت های روح شکلی در تمام زمین پرسه می زنند.

موسسه ای به نام تورچوود،بدون آنکه خود بداند، در حال باز کردن یک شکاف بین دنیا هاست.تورچوود این کار را با کمک کره ای که در اختیار دارد انجام می دهد.دکتر می گوید که این کره، یک پوچی(ووید-void) است.فضای خالی بین جهان ها که از بین زمان و مکان سفر کرده و به اینجا رسیده.

وقتی شکاف به قدر کافی باز می شود، مشخص می شود که ارواح در واقع سایبرمن ها هستند.سایبرمن ها می گویند که ووید را دنبال کرده اند تا به اینجا برسند، ولی منشا ووید آن ها نبوده اند.در همین حین میکی اسمیت از جهان موازی برای مبارزه با سایبرمن ها سر می رسد و می گوید این سایبرمن ها از همان جهان دیگر فرار کرده اند.

۴ دالک از درون ووید بیرون می آیند و جنگی بین دالک ها و سایبرمن ها در می گیرد.دکتر موفق می شود سایبرمن ها و دالک ها را درون ووید گیر بیندازد و همه را نابود کند.ولی رز به جهان موازی مکیده می شود.

دکتر بعدی

یک اپیزود ۶۰ دقیقه ای(دسامبر ۲۰۰۸)

the-next-doctor

گروهی از سایبرمن ها موفق شده اند با استفاده از تکنولوژی دالک ها به لندن ۱۸۵۱ رخنه کنند.

دکتر دهم با مردی ملاقات می کند که ادعا می کند خودش دکتر است.دکتر واقعی اینطور تصور می کند که این مرد در واقع یکی از ریجنریشن های آینده ی خود اوست و سعی می کند در یابد چرا این مرد، او را به خاطر ندارد.دکتر همچنین متوجه فعالیت سایبرمن ها می شود و اینطور فرض می کند که این دو موضوع به هم مرتبطند.

در نهایت دکتر متوجه می شود که دکتر بعدی، در واقع مردی است به نام جکسون لیک، یک معلم ریاضی که اولین کسی بوده که با سایبرمن ها برخورد داشته.سایبرمن ها زن او را کشته اند و تلاش کرده اند او را بکشند، ولی او با یک “مهر اطلاعات” که روی زمین پیدا کرده و حاوی اطلاعاتی از دکتر بوده به آن ها حمله کرده.مهر، سایبرمن ها را نابود کرده، ولی به خود جکسون کمانه کرده و ذهن او را پر از اطلاعاتی درباره ی دکتر کرده و موجب شده او تصور کند خودش دکتر است.

سایبرمن ها زن باهوش و نابغه ای به اسم خانم هارتیگان را تبدیل به پادشاه سایبری خود می کنند.در حالی که سایبرمن ها مشغول تهاجم به زمین با یک ربات سایبری عظیم الجثه هستند، دکتر موفق می شود آن ها را شکست دهد.

پاندوریکا باز می شود-بیگ بنگ

دو اپیزود ۵۰/۵۵ دقیقه ای(ژوئن ۲۰۱۰)

the-pandorica-opens

گروهی از موجودات مختلف-که سایبرمن ها نیز جزئی از آن ها هستند- متوجه می شوند تاردیس منفجر خواهد شد و جهان را از عرصه ی هستی محو خواهد کرد.بنابراین زندان بی نقصی به نام پاندوریکا زیر استون هنج طراحی می کنند، برای دکتر یازدهم از خاطرات همراهش، امی، تله ای می گذارند و او را به روم ۱۰۲ میلادی می کشانند تا او را در پاندوریکا اسیر کنند و مانع رفتن او به تاردیس و در نتیجه نابودی جهان شوند.ولی تاردیس به هر حال منفجر می شود، و دکتر در نهایت موفق می شود با راه اندازی مجدد جهان با استفاده از قرار دادن نور پاندوریکا در مرکز انفجار تاردیس، همه را نجات دهد.

یک مرد خوب به جنگ می رود

۱ اپیزود ۴۵ دقیقه ای(ژوئن ۲۰۱۱)

a-good-man-goes-to-war

گردان دوازدهم سایبرمن ها تمام جهان را زیر نظر دارد.در حالی که امی دزدیده شده، دکتر یازدهم برای ثابت کردن میزان جدی بودنش چندین سفینه از سایبرمن ها را منفجر می کند.سایبرمن ها از ترس خشم دکتر، محل امی، پایگاه فضایی “دیمنز ران” را به روری ویلیامز می گویند.

زمان تعطیلی

۱ اپیزود ۴۵ دقیقه ای(سپتامبر ۲۰۱۱)

closing-time

چندین قرن قبل،یک سفینه ی سایبرمن ها روی زمین سقوط کرده و از کار افتاده.از طریق یک کرمچاله، این سفینه به آسانسور فروشگاهی متصل شده.سایبرمن ها، سایبرمت ها را می فرستند تا بتوانند با جذب انرژی کافی، دوباره سفینه شان را به راه بیندازند.دکتر یازدهم با کمک کریگ، آن ها را شکست می دهد.

کابوس نقره ای

۱ اپیزود ۴۵ دقیقه ای(می ۲۰۱۳)

nightmare-in-silver

میلیون ها سال بود، سایبرمن ها پس از جنگ های زیاد با امپراطوری نابود شده اند.ولی کسی خبر ندارد تعدادی از آنها در یک سیاره ی با کاربری شهر بازی که حالا از کار افتاده، به نام هجویک، مخفی شده اند و به دنبال یک رهبر و سایبر-پلنر جدید هستند.

دکتر یازدهم،کلارا و دو کودکی که کلارا پرستار آن ها است را به این شهر بازی می آورد، ولی خبر ندارد که اینجا تبدیل به یک متروکه شده.

در همین حین، سایبرمن ها دکتر را به عنوان رهبر و سایبر-پلند جدیدشان انتخاب می کنند و سعی در تصرف ذهن او می کنند.دکتر با برنامه ریز سایبرمن ها بر سر ذهنش شطرنج بازی می کند تا برای کلارا و گردان تبعیدی سیاره برای نبرد با سایبرمن ها زمان بخرد.با این حال دکتر خوب می داند که حتی با برنده شدن شطرنج هم ذهنش از دست خواهد رفت.بنابراین ابتدا با کمک طلا و سپس معکوس سازی پالس الکتریکی، برنامه ریز سایبرمن ها را از ذهن خود بیرون می کند.در نهایت دکتر و دوستانش سیاره را ترک کرده آن را منفجر می کنند.

زمان دکتر

یک اپیزود ۶۰ دقیقه ای(دسامبر ۲۰۱۳)

the-time-of-the-doctor

دکتر یازدهم متوجه می شود سفینه ها و تمدن های زیادی، از جمله سایبرمن ها، دور سیاره ای به اسم ترنزلور می چرخند.با سفر به این سیاره، دکتر در میابد که درون این سیاره شکافی در ساختار جهان وجود دارد و در آن سوی شکاف، سیاره ی گمشده ی تایم لرد ها، گلفری قرار گرفته است و اگر دکتر نام واقعیش را بر زبان بیاورد، گلفری باز خواهد گشت.ولی این به معنی شروع جنگ زمان جدیدی خواهد بود.بنابراین دکتر سکوت اختیار می کند و صد ها سال در این سیاره ایستادگی می کند.در تمام این سال ها تنها همدم او، یک سر روباتیک سایبرمنی دوباره برنامه ریزی شده توسط تاردیس به نام “هندلز” است.

موجودات مختلف و دشمنان دکتر بارها تلاش می کنند وارد سیاره شوند و هربار شکست می خورد.سایبرمن ها نیز با کمک یک سایبرمن چوبی به دکتر حمله می کنند که دکتر او را فریب می دهد و موجب خود-نابود سازی او می شود.

آب تاریک-مرگ در بهشت

دو اپیزود ۴۵/۶۰ دقیقه ای

dark-water

مستر بازگشته است، این بار به صورت یک زن و با نام میسی.او یک موسسه در زمین به نام ۳W تشکیل داده و با بارگذاری ذهن انسان های در حال مرگ درون یک هارد درایو ماتریس گلفری و دزدیدن بدن آن ها، یک ارتش سایبرمن ایجاد کرده.ارتشی که از قبر ها بیرون می آیند و به زمین حمله می کنند.ولی میسی در آخرین لحظات دستبند کنترل سایبرمن ها را به دکتر می دهد، چرا که می خواهد او را به یک چالش اخلاقی بکشاند.میسی به دکتر می گوید: “اگر به خودت اطمینان داری، این ارتش رو داشته باش”.دکتر صریحانه می گوید که من یک مرد خوب نیستم، ولی یک مرد بد هم نیستم، دستبند را به دنی پینک، دوست پسر کلارا که تبدیل به یک سایبرمن شده تحویل می دهد و مشخص می شود دنی پینک یکی از دو سایبرمنی است که احساساتش پاک نشده(سایبرمن دیگر برگیدیر لثبریج استوارت است).دنی پینک با کمک دستبند تمام سایبرمن ها را نابود می کند.

 

آیا تاریخ مصرف سایبرمن ها به پایان رسیده؟

سایبرمن ها قدیمی ترین هیولای دکترهو نیستند.به جز دالک ها، هیولاهای زیاد دیگری، برای مثال زاربی، وجود دارند که از آن ها قدیمی ترند.ولی نوعی جذابیت خاص در آن ها نهفته بوده که در تمام این سال ها همیشه و دوباره و دوباره و دوباره از آن ها استفاده شده.تنها دکترهایی که به یک سایبرمن برخورد نداشته اند، دکتر های سوم،هشتم و نهم بوده اند(و تازه،دکتر نهم در یک موزه سر یک سایبرمن مانداسی را می بیند) دلیل علاقه ی همچنان مداوم نویسندگان به سایبرمن ها چیست؟آیا صرفا ادای دینی به سری کلاسیک است یا دلیل دیگری وجود دارد؟

زمانی بود که سایبرمن ها، این هیبت های خشک و منطقی و بی احساس، برای بینندگان دکترهو وحشت آور و ترسناک بودند.حالا دیگر چنین نیستند و با هر تغییری نیز چنین نخواهند شد، و دلیلش آن است که ذائقه ی مخاطب قرن ۲۱ با مخاطب دوران کلاسیک متفاوت است و دیگر از چنین چیزی نمی ترسد.

به نظر نگارنده، تاریخ مصرف سایبرمن ها نگذشته.آن ها هنوز هم می توانند در داستان های مهیج و خوبی حضور بیابند.ولی نویسندگان باید درک کنند که برای جذاب کردن سایبرمن ها، تکنیک های قدیمی و نخ نما مثل تهاجم به زمین و آپگرید کردن همراهان دکتر دیگر جواب نمی دهد.باید از کلیشه ها گذاشت و خلاقیت را به این هیولاهای نقره ای کلاسیک آمیخت تا متضمن ادامه ی حیات و جذابیتشان در دکترهو شد!

 

 

 

Similar posts
  1. sara's Gravatar sara
    مرداد ۸, ۱۳۹۴    

    ولی اگر بخاییم از نظر قیافه سایبرمن ها رو مقایسه کنیم سایبرمن های سری جدید خیلی ترسناک تر هستن….سایبرمن های قدیمی ی جوری اولد فشن و به صورتی مسخره جلوه میکنن(میدونم که شاید حرف خیلی درستی نباشه با توجه به امکانات اون زمان)….
    بعضی از هیولا های دکتر هو به خودی خود ترسناک هستند مثل فرشته های گریان که هم از نظر فیزیکی و شکل ظاهری ترسناکن و هم از نظر نوع عملکردشون……برخی هم که کلا ترسناک نیستن و شاید فقط برای بچه ها مثل لولو باشن…
    ولی سایبر من ها هم اون قیافه فیزیکی رعب انگیز و خشک و سرد رو دارن(وقتی که بخش کلاهشون رو باز کنیم بد تر میشه….)و هم ی جورایی عملکرد ترسناکی دارن(با توجه به اون قسمت توی دوره دکتر ۱۰ که ملت رو میگرفتن تیکه تیکه میکردن(اونایی که ندیدید نترسید،نشونشون نمیداد فقط صدای داد و فریادشون میومد :D)و حالا هم که در مجامع علمی صحبت در مورد خطر هوش مصنوعی برای بشر داغ شده و اخیرا هم عده ای از دانشمندان ی نامه ی سر گشاده منتشر کردن که اصل مطلبش اینه:بترسید از ربات های هوشمند آینده و……
    منظور من هم از اینهمه سخنرانی اینه که شاید زیاد درست نباشه که بگیم سایبر من ها زیاد ترسناک نیستن یا این که کلا ترسناک نیستن….بستگی به نوع به کار بردن هیولا در اپیزود داره…
    این بود نظر من
    باتشکر
    (من خودم شخصا از سایبر من ها نمیترسم و کلا با قیافشون حال میکنم،ولی از نظر فنی،ی خورده از دالک ها که ترسناک تر هستن،نه؟؟ یا از زایگان ها یا از سلوریان ها؟؟؟؟)

    • مرداد ۸, ۱۳۹۴    

      منظور من البته قیافه و شکل سایبرمن ها نبود در مقایسه با کلاسیک و مدرن، بلکه صرفا زمان و دوره ی زمانی نمایششون بود.یعنی خب مخاطب ۴۰ سال پیش قاعدتا راحت تر از مخاطب الان می ترسید.مخاطب ۴۰ سال پیش شاید اولین بار بود که چنین چیزی رو می دید.ولی بیننده ی الان هر هفته کلی فیلم و سریال و … با هیبتای روباتی و هیولاهای سایبری می بینه و اصلا پلک هم نمی زنه.ولی شما درست می گید، سایبرمن های الان ترسناک تر هستن که خب دلیلش جلوه های ویژه و پیشرفت قدرت گریم و طراحی تولیده.البته سایبرمن های قدیمی هم ویژگی های ترسناک خودشون رو داشتن.مثلا سایبرمن های اصلی مانداسی دست واقعی آدم داشتن به جای دست فلزی که خودش به نوعی ترسناک بود.
      در باره ی مقایسه ی سایبرمن ها با دالک ها خب مجددا همون مسئله پیش میاد که محدوده ی زمانی باشه.تو زمان خودشون دالک ها ترسناک تر بودن.ولی الان احتمالا بشه گفت سایبرمن ها ترسناک تر هستن.سلورین ها هم در واقع نوعی نژاد خوب هستن و نه هیولا و نمیشه خیلی بهشون گفت ترسناک.اما درباره ی زایگان ها مخالفم.دلیل ترسناک بودن زایگان ها اون شکل اصلی خودشون نیست، بلکه این حقیقته که می تونن خودشونو به جای هرکسی جا بزنن.یعنی امکان داره نزدیک ترین فرد آدم در واقع یه زایگان باشه.همین حس بی اعتمادی به همه ست که زایگان ها رو ترسناک می کنه.حسی که تو سری کلاسیک تو اپیزود “وحشت زایگان ها” فوق العاده نشون داده شد.تو اپیزود پنجاه سالگی “روز دکتر” چون موضوع اصلی گلفری بود وقت نبود روی این موضوع زایگان ها خیلی کار بشه.ولی حالا ظاهرا قراره تو فصل ۹ ۲ اپیزود مستقل برای خودشون داشته باشن که امیدوارم همون حس خاص قدیمی براشون بازسازی بشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو

اشتراک در خبرنامه

همیشه از طریق ایمیل از آخرین اخبار دکترهویی و مطالب هووین مطلع شوید.

به 3 مشترک دیگر بپیوندید

رفتن به نوارابزار